ايرج مطبوعي

فاطمه معزي

    

 

 

     سرلشكر ايرج مطبوعي فرزند ميرپنج حسن آقا، در سال 1274ش متولد شد. او همچون پدر نظاميگري را در پيش گرفت و پس از فارغ‌التحصيلي از مدرسه نظامي قزاقخانه، براي ادامه تحصيل به روسيه رفت. در بازگشت به نيروي قزاق پيوست و در كودتاي سوم اسفند 1299 از همراهان رضاخان به تهران بود. (1)

    

    مطبوعي پله‌هاي ترقي در ارتش نوين را به سرعت طي كرد و در 1305ش با درجه سرهنگي معاون لشكر خراسان (2) و در 1314 با درجه سرتيپي به فرماندهي اين لشكر منصوب شد. (3) در همين سال در مشهد عليه فرامين تجددگرايي چون كشف حجاب، متحدالشكل شدن البسه و تغيير كلاه مقاومت‌هايي شكل گرفت. روحانيت خراسان براي مقابله با اين دستورات سخنراني‌هايي ترتيب داده و شيخ بهلول در مسجد گوهرشاد در همين خصوص سخنراني تندي عليه حكومت كرد و در پي آن ممنوع‌المنبر شد. اما حمايت مردم، لغو اين ممنوعيت را در پي داشت، تجمع مردم در مسجد گوهرشاد براي سخنراني شيخ بهلول حكومت خراسان را به وحشت انداخت. عوامل حكومت خراسان به همراه سرلشكر ايرج مطبوعي به مشورت با تهران پرداختند، رضاشاه كه از اين واقعه به شدت نگران بود به فرمانده لشكر خراسان و ديگر مقامات حكومت خراسان اعلام كرد كه تعلل در اين واقعه، مساوي با سقوط حكومت است (4) و فرمان سركوب را صادر كرد. لشكر شرق به فرماندهي سرتيپ مطبوعي مأمور محاصره و شليك به سوي تظاهركنندگان شدند. سرتيپ مطبوعي اين واقعه را چنين روايت مي‌كند:

” ... من در منزلم بودم كه به من اطلاع دادند كه استاندار (فتح‌الله پاكروان) و رئيس شهرباني به ديدن من آمده‌اند. آنها از من به عنوان فرمانده لشكر نظر خواستند و از من خواستند كه به محل آستان قدس سرباز بفرستم تا شورش مردم را بخوابانند... من و استاندار و رئيس شهرباني هر كدام جداگانه جريان امر را به تهران گزارش كرديم و از تهران منتظر دستور مانديم... در جواب تلگراف من از دفتر مخصوص شاه جواب آمد. اين جواب با نهايت تغيّر و فحاشي بود... به من دستور داده شده بود كه فوراً عده‌اي نظامي در اختيار استاندار قرار بدهم. “ (5)

     تعداد كشتگان و زخميهاي اين واقعه را نزديك به دو هزار نفر ذكر كرده‌اند. رضاشاه پس از اين واقعه بسياري از رؤساي ادارات خراسان را بركنار كرد ولي سرتيپ مطبوعي  در سمت خود باقي ماند.در 1318 پس از ارتقاء به درجه سرلشكري، فرماندهي لشكر سوم تبريز به وي واگذار شد و تا شهريور 1320 در اين مقام باقي ماند. در نخستين روزهاي شهريور 1320 حمله قواي شوروي به آذربايجان آغاز شد، اما مطبوعي در آغاز اين حمله را جدي نگرفت و در مقابل پيشنهاد موضع‌گيري در گردنه صائين، رئيس ركن سوم لشكر اردبيل، سپهبد كمال را به ”پاي نقشه برد و پيشرفت آلمانها را نشان داد“. (7) اما پس از حمله هوايي قواي شوروي به تبريز مطبوعي حمله متفين را جدي گرفت و در اولين اقدام خانواده خود را همراه با اثاثيه منزلش به تهران حركت داد (8) و خود نيز به همراه قواي لشكرش عقب‌نشيني از تبريز را به مقاومت ترجيح داد. (9) پس از شهريور 1320 به عنوان فرمانده فراري در دادگاه نظامي محاكمه و بازنشسته شد. اما در 1326 مجدداً به كار در ارتش دعوت و به رياست سرشته‌داري ارتش منصوب شد. (10)

    سرلشكر ايرج مطبوعي 6 دوره سناتور انتصابي تهران بود و پس از پيروزي انقلاب اسلامي دستگير و در دادگاه انقلاب اسلامي محاكمه شد. مورد اول اتهام وي ” تجهيز دو گردان نظامي از افراد لشكر خراسان در سال 1314ش و اعزام و فرماندهي آنان جهت سركوبي متحصنين و مخالفين رژيم منفور پهلوي كه براي اعتراض به اعمال خلاف شرع و قانون رضاخان قلدر به مسجد گوهرشاد و در جوار حرم مطهر متحصن شده بودند و دستور كشتار آنان بود. “ (11) او بنابر همين موارد اتهامي محكوم به اعدام و در 2 مهر 1358 حكم وي اجرا شد. (12)

 

منابع :

1. حسين فردوست. ظهور و سقوط سلطنت پهلوي. تهران، اطلاعات، 1367. ج 1. ص 69.

2. باقر عاقلي. رضاشاه و قشون متحدالشكل 1320ـ 1300. تهران، نامك، 1377. ص 242.

3. همان. ص 333.

4. محمدعلي شوشتري. خاطرات سياسي محمدعلي شوشتري، خفيه‌نويس رضاشاه پهلوي. به اهتمام : غلامحسين ميرزاصالح. تهران، كوير، 1379. ص 66.

5. ظهور و سقوط. ج 1. ص 69.

6. قشون متحدالشكل ـ 564.

7. حسين مكي. تاريخ بيست ساله ايران. تهران، اميركبير، ج 7. ص 458-457.

8. بهروز خاماچي. اوراق پراكنده از تاريخ تبريز. تبريز، فروغ ازادي، 1370. ص 298.

9. تاريخ بيست ساله ايران. ج 7. ص 477.

10. همان. ص 173.

11. سينا واحد. قيام گوهرشاد. تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1366. ص 82.

12. ظهور و سقوط . ج 1. ص 69.

1793-1ع 

 رضاخان پهلوي فرمانده تيپ مختلط همدان در ميان عده‌اي از افسران ايراني و روسي قزاقخانه، در روز قبل از كودتا

1. رضاخان پهلوي 2. مرتضي يزدان‌پناه  3. ايرج مطبوعي

 









 













 

www.iichs.org