جنگ مجاهدين مشروطه خواه با « آقاصادق»

 

محمود سلماني

 

اگرچه پيرامون انقلاب مشروطه ايران كتابها و مقالات فراواني نوشته شده است، اما هنوز اطلاعات ما پيرامون اين واقعه بزرگ تاريخي چندان وسيع و درخور توجه نيست. به رغم آنكه اسناد مكتوب فراواني از آن زمان برجاي مانده با اين حال بسياري از جوانب و ابعاد جنبش مشروطه براي ما ناشناخته مانده است.

 

حدود يكصد سال از انقلاب مشروطه مي گذرد، مردم ايران از نسل هاي گذشته مطالبي از مشروطه شنيده اند، همين مطالب، تاريخ شفاهي مردم ايران را مي سازد. اگر ما مي خواهيم به شناخت دقيق و جامع انقلاب مشروطيت بپردازيم بايد به سراغ همين منابع شفاهي برویم، آنها را جمع آوري کنیم و به صورت مكتوب درآوريم.

 

شايد برخي در اين فكر باشند كه وقتي اين همه منبع مكتوب و تصويري از انقلاب مشروطه داريم، چه احتياجي به منابع شفاهي كه از مطالب كذب سرشار هستند داريم؟ در پاسخ به اين عزيزان بايد گفت كه كار مورخ منصف آن است كه از ميان چهل كلاغ اين بيشه زار همان كلاغ راستگو را پيدا كند. ماجراي جنگ مجاهدين مشروطه خواه با « آقاصادق» از روحانيان منطقه بسطام و شاهرود كه نقل مردم منطقه است، براي آشنايي با دوران انقلاب مشروطه از حالت شفاهي به كتبي انتقال مي يابد.

 

آقاصادق كيست؟

هرچند نمي توان تاريخ درستي از تحولات عصر مشروطيت به دست آورد، اما مي توان با جمع آوري هر آنچه از مشروطيت مي دانيم، برخي از زواياي تاريك اين جنبش را روشن سازيم.

 

سالها قبل از آغاز مشروطيت « آقاعبدالله» از روحانيون روستاي بادله اشرف (بهشهر كنوني) به دلايلي كه بر ما معلوم نيست به شهر بسطام هجرت مي كند. او در بسطام شروع به وعظ و ارشاد مردم نموده و به محبوبيت مي رسد. بعد از مدتي گروهي از اعيان و افراد صاحب نفوذ شاهرود كه فاصله كمي با بسطام دارد خدمت آقاعبدالله رسيده و از ايشان درخواست مي كنند كه به شاهرود آمده و در آنجا محفل درس و بحث و خطابه تشكيل دهد. نيت اين افراد آن بود كه آقاعبدالله را به شاهرود ببرند.

 

اين اقدام اهالي شاهرود با مقاومت مردم بسطام مواجه شد. همين امر باعث مي شود كه شعله اختلاف مردم اين دو شهر تبديل به آتشي سوزان بشود كه آقا عبدالله با فكر و درايت و تدبيري كه به كار مي گيرد جلوي اختلافات را مي گيرد.

 

آقا عبدالله پيشنهاد مي كند براي انجام رسالت خود كه همانا آشنا كردن مردم با اصول اسلامي و احكام باشد، در محلي مابين شاهرود و بسطام اقامت گزيند.

 

آقاعبدالله خطاب به حاضرين مي گويد: « در هيچ يك از اين دو محل سكونت نمي كنم، بلكه كنج عزلتي براي خود برمي گزينم و به خدمت به مومنين مشغول خواهم شد.» لذا در محلي مابين ميقان و خرقان اقامت كرده و قلعه اي در آن محل مي سازد كه به قلعه نو معروف مي شود. البته برخي هم از اين قلعه به عنوان قلعه آقاعبدالله ياد مي كنند. اين قلعه در ابتدا شكل كوچك و محقري داشته ولي بعدها توسعه مي يابد. بعد از مرگ آقاعبدالله پسر بزرگش آقاصادق عهده دار امور معنوي و دنيوي قلعه و نواحي اطراف مي شود.

 

در زمان آقاصادق كه سالهاي آغازين مشروطيت بود، گروه هايي از مجاهدين مشروطه خواه براي جمع آوري كمكهاي مادي مردم به جنبش مشروطيت و آشنا كردن مردم با اصول انقلاب به نواحي مختلف ايران در رفت وآمد بودند. مجاهدين از آنجايي كه داراي سبيل هاي از بناگوش دررفته و كلفت بودند در ميان مردم به « سبيل كلفت ها» معروف بودند. گاهي اوقات كه مردم از دادن كمك به مجاهدين خودداري مي كردند، مجاهدين به زور از مردم پول مي گرفتند.

 

البته بايد افزود يكي از دلايل عدم همكاري مردم با مشروطه طلبان اين بود كه مجاهدين بيشتر آذري زبان بوده و   نمي توانستند حرف و صحبت خويش را به فارسي زبانان انتقال دهند، لذا بين مردم و مشروطه طلبان برخوردهايي روي مي داد.

 

هنگامي كه گروهي از مجاهدين براي دريافت كمك به آقاصادق مراجعه كردند، آقاصادق كه منظور و مفهوم كلام آنها را نفهميده بود از دادن هرگونه كمكي به آنان خودداري كرد. همين بهانه لازم بود كه مشروطه طلبان به قلعه حمله كنند.

 

مجاهدين داراي توپ و تفنگ بودند. آنها ابتدا از اسلحه هاي سبك خويش استفاده كردند، ولي قلعه نشينان به شدت در برابر هجوم آنها ايستادگي نمودند.

 

وقتي از حملات اوليه مجاهدين نتيجه اي حاصل نشد، آنها از توپ جنگي خويش براي حمله به قلعه استفاده كردند. با شليك اولين گلوله هاي توپ، سوراخ بزرگي بر روي ديوار قلعه به وجود آمد. « آقاصادق» به ناچار قلعه را تسليم مجاهدين كرد. مجاهدين به اهل قلعه امان داده و به گرفتن مال راضي شدند.

 

آقاصادق دستور داد كه زير پاي درختي در داخل قلعه را كنده و يك كيسه پر از اشرفي كه پنهان بود به مشروطه طلبان بدهند. بدين گونه آقاصادق با دادن كمك نقدي به آنها از انهدام قلعه جلوگيري كرد. اينك با وجود گذشت يكصد سال از انقلاب مشروطيت هنوز آثار درگيري مجاهدين و آقاصادق بر روي قلعه قابل مشاهده است.

 

 









 












 
www.iichs.org