ArticlesStatesmenWoman e-zineًRestorationAYAM contemporary Historical ReviewO.HistoryPublicationsViewpoints and untold eventswith caravan of history(doc)Foreign Policy StudiesNewsمصاحبهwith caravan of history(photo)conferences
صفحه اصلی » مصاحبه » سالگرد قيام مردمي قم كه منتج به پيروزي انقلاب شد

کلمات کليدی :
 همه کلمات
تک تک کلمات

 

نشریه الکترونیکی بهارستان

138

غزه در آتش و خون

 

 

رقص چوبها به مناسبت کودتای 28 مرداد

 

 

پیشینه فرش

 

 

زندگی و اقدامات لارنس آلمانی در ایران
مطیع ترین وزیر امور خارجه ایران
سهم  ساواک در شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی
محمد باقرخان تنگستانی

اخبارNEWS

فروشگاه مجازي موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران افتتاح شد  |+| بزودی آغاز به کار وب سايت جديد موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران

Google

تاریخ و جلوه های عزاداری امام حسین(ع)در ایران با تکیه بر دوران صفویه

 

 

چند قطره خون برای آزادی

 

 

زندگی سیاسی و اجتماعی آیت الله العظمی حاج سید محمد تقی خوانساری

 

فصلنامه تاریخ معاصر 61-62

فصلنامه تاریخ معاصر ایران

شماره 61-62

 

فصلنامه تاریخ معاصر 63

فصلنامه تاریخ معاصر ایران

شماره 63

کتابفروشی سرای تاریخ

Adobe Reader V 8.0

20.8 MB

 

سالگرد قيام مردمي قم كه منتج به پيروزي انقلاب شد 

دکتر سيد مصطفي تقوي

 

              قيام مردم قم در 19 دي ماه 56 همچون هر واقعه ديگري خلق الساعه و بدون مقدمات اجتماعي، فرهنگي،‌ تاريخي و سياسي نبود. اين حادثه در بستري از حوادث قبل شکل گرفت. جرقه شکل گيري اين حوادث اما مرگ مشکوک فرزند ارشد حضرت امام خميني (ره) بود و مجالس ختم و بزرگداشت فرزند امام نگراني رژيم شاه را برانگيخت. اين نگراني خود را به شکل انتشار مقاله‌اي توهين آميز عليه امام (ره) نشان داد،‌ مقاله‌اي تحت عنوان «‌ايران و استعمار سرخ و سياه » که در 17 دي ماه 1356 منتشر و انتشار آن جرقه‌اي براي قيام مردم قم بود. بسترهاي قيام مردم قم، ‌آثار و نتايج اين قيام و تاثير آن در روند پيروزي انقلاب موضوعاتي است که در گفتگو با سيد مصطفي تقوي پژوهشگر و کارشناس ارشد موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران درباره آن به گفت وگو نشسته ايم.
 
o حادثه قيام مردم قم در 19 دي ماه سال 1356 در چه بستر سياسي،‌ اجتماعي و فرهنگي شکل گرفت؟
وقتي در آبان 1356 آقا سيد مصطفي فرزند ارشد حضرت امام (ره) به رحمت ايزدي پيوست، حکومت طاغوت و شخص شاه فکر نمي کردند بعد از سرکوبي نهضت 1342 و تبعيد امام در سال 1343 در پي حادثه کاپيتولاسيون و با سياستهاي اعمالي در کشور،‌ از امام خميني اثري اجتماعي و سياسي در جامعه باقي مانده باشد و ايشان هنوز نفوذي تهديد آميز براي رژيم پهلوي داشته باشد .حکومت پهلوي فکر مي کرد توانسته است جريان مذهبي به رهبري مرجعي مانند امام را سرکوب و رهبرش را تبعيد کند و عملا احساس مي کرد در سياست نوسازي که در کشور پيش گرفته است ،‌ با غربي سازي کشور و با حاکم کردن اين ارزشها بر نظام مديريتي و اداري کشور، عرصه مطبوعات و ادب و هنر ،‌سينما ،مدرسه و دانشگاه گمان نمي کردند جامعه ايراني بر مبناي مذهب و سنت مذهبي براي حکومت پهلوي تهديد باشد. بعد از تبعيد حضرت امام حتي در رساله هاي عملي جمعي که فتاواي تمام مراجع وجود دارد نام ايشان در برابر فتاوايشان با حرف "خ" مشخص مي شد و مقلدين رساله عمليه بايد از اين يک حرف متوجه مي شدند اين فتوا براي حضرت امام خميني است. در چنين فضايي رژيم پهلوي احساس مي کرد در مهار خيزش مذهبي جامعه موفق شده است و با توجه به سياستهاي غربي سازي کشور و با پشتوانه اي که از سوي قدرتهاي جهاني براي خودش تصور مي کرد، از اين ناحيه هيچ خطري حس نمي کرد.
10 دي ماه 1356 جيمي کارتر رئيس جمهور امريکا مهمان شاه بود. وي در ضيافت شام از اينکه شاه توانسته اين نقطه از جهان را براي امريکا خوب مديريت کند و امنيت خاطر غرب را فراهم آورد، ايران را ستوده بود.
به همين خاطر شاه از لحاظ بين‌المللي هم احساس امنيت ميکرد. در داخل هم مهم ترين قدرت، ‌قدرت مذهبي بود که با تبعيد امام شاه تصور مي کرد مرجعيت را از لحاظ فرهنگي اجتماعي ايزوله کرده است.
 
o در آن دوران گروهها و احزاب سياسي ديگري هم غير از جريان مذهبي مبارزه عليه رژيم به رهبري مرجعيت وجود داشت. آيا شاه از فعاليت گروههاي سياسي غير مذهبي احساس خطر نمي کرد؟
گروههاي سياسي مانند جبهه ملي اصولا اهل مبارزه سياسي تهديدآميز عليه رژيم پهلوي نبودند و مبارزه شان در حد مبارزه پارلمانتاليستي بود و براي شرکت در مجلس و انتخابات فعاليت مي‌کردند. جريانهاي ملي مذهبي مانند نهضت آزادي هم تهديدي محسوب نمي شد. اين جبهه هم هر چند از جبهه ملي مبارزتر بود اما اين مبارزه در حدي نبود که قصد براندازي رژيم پهلوي را داشته باشد. ‌مبارزه اين گروه در درون نظام و در چارچوب قانون اساسي و مشروطه آن دوران بود. گروههاي چريکي مسلحي مثل چريکهاي فدايي خلق که کمونيست بودند يا مجاهدين خلق و چند گروهک کوچک از اين قبيل، به لحاظ کمي و کيفي آنقدر توانا نبودند که رژيم بخواهد از آنها احساس خطر کند. علاوه بر اين فعاليتشان در جامعه نيز مورد استقبال قرار نگرفته بود، ‌چون حضرت امام هم مبارزه مسلحانه به آن شکل را موفقيت آميز نمي دانست. گروههاي چريکي عملا براي براندازي رژيم توفيقي نداشتند. ضمن اينکه چنين گروههايي از داخل هم داراي تفرقه و انشعاب تشکيلاتي شده بودند و به جان هم افتاده بودند. اين تسويه هاي گروهي در سازمان مجاهدين خلق برخي از اعضاي مذهبي را از بين برده بود و افراد باقيمانده هم از مذهب خارج شده بودند و کمونيسم را پذيرفته بودند اما کمونيستها در جامعه هيچ پايگاهي نداشتند و بازهم دچار تفرقه و تشتت بودند. برخي از کمونيستها هم در سالهاي 56 و 57 به اين باور رسيده بودند که ديگر مبارزه مسلحانه با رژيم پهلوي کارساز نيست. اين فضاي کلي زمستان سال 1356 براي حکومت پهلوي بود.
 
o قيام مردم قم چه ارتباطي با مرگ حاج آقا مصطفي فرزند ارشد امام خميني (ره) داشت؟
در چنين فضايي وقتي فرزند امام از دنيا رفت، حکومت پهلوي فکر نمي کرد جامعه ايران از ايشان اينگونه تجليل کند . اين تجليل اما نشان از آن داشت که مردم ايران با پيام امام خميني و راه او همچنان پيوندي مستحکم دارد . در مجالس ترحيمي که در سراسر کشور براي بزرگداشت و ختم مرحوم آقا مصطفي برگزار شد، استقبال جمعيت از يک سو و شعارهاي که مردم مي دادند و ذکر نام امام و صلوات بر ايشان درآن شرايط خفقان، باعث شد تا شاه و حکومت پهلوي احساس کند بن مايه جريان مذهبي در جامعه رمقي دارد. به همين خاطر چند روز پس از سفر کارتر به تهران و اعلام حمايت امريکا از شاه، ‌وي در اين بستر اجتماعي دستور داد مقاله اي عليه امام نوشته شود.
به اين منظور يک تيمي در دفتر هويدا که آن موقع وزير دربار بود، ‌مامور نوشتن اين مقاله شدند و حتي يک بار با تاکيد شاه بر تند تر شدن مضمون مقاله، اين مقاله تغييراتي کرد . اين مقاله درنهايت با عنوان «‌ايران و استعمار سرخ و سياه »‌ با نام مستعار محمود رشيدي مطلق که اسم اصلي اش فرهاد نيکوخواه بود در روزنامه اطلاعات در روز 17 دي ماه منتشر شد.
 
o چرا مرگ حاج آقا مصطفي مشکوک به نظر مي رسد؟ آيا رژيم پهلوي در مرگ ايشان دخالت داشت ؟
تاکنون سندي مبني بر اينکه رژيم پهلوي دخالت مستقيمي در مرگ مرحوم آقا مصطفي داشته باشد بدست نيامده است. اما در فضاي آن روز حکومت پهلوي در صدد نابود کردن نيروهاي بالقوه و بالفعل خود بود. امام (ره) هم که سردمدار مبارزه با حکومت پهلوي بود و مرحوم آقا مصطفي مي توانست ادامه دهنده راه پدر باشد، از سوي ديگر مرگ هم به صورت ناگهاني اتفاق افتاد و مشکوک جلوه مي کرد.
 
oدرباره مقاله‌اي که منجر به خشم و قيام مردم قم شد، توضيح دهيد. محتواي اين مقاله چه بود؟
 
روز 17 دي روز کشف حجاب بود و در دوره پهلوي اين روز به عنوان روز زن اعلام شده بود. مقاله هم در همين روز چاپ شده بود و در مضمون آن عنوان شده بود که شاه ايران را وارد توسعه و ترقي کرده و برنامه اي تحت عنوان انقلاب سفيد براي پيشرفت کشور شروع شده است. در اين مقاله طيف مذهبي جامعه به عنوان استعمار سياه و کمونيستها به عنوان استعمار سرخ معرفي و اينگونه عنوان شد که هم مذهبيون و هم کمونيستها با اقدامات و پيشرفتهايي که شاه مي‌خواهد براي جامعه بوجود بياورد، مخالف هستند. اين مطلب حضرت امام (ره) را به گونه اي توصيف کرده بود که که در لباس روحاينت است اما در اساس ربطي به روحانيت ندارد و از خارجي ها پول گرفته تا جلوي پيشرفت کشور را بگيرد و حالا از کشور اخراج شده است. اين مقاله با تعابير بي ادبانه و رکيکي از امام ياد کرده بود و همين مسائل موجب شد تا خشم مردم برانگيخته شود.
 
o انتشار مقاله روزنامه اطلاعات در 17 دي ماه 56 چه واکنشهايي را در پي داشت؟
روزنامه اطلاعات در آن دوران بيشتر مورد توجه تيپهاي سنتي ـ مذهبي بود. شهر قم نيز مهد مرجعيت و پايگاهي بود که حضرت امام (ره) مبارزاتش را عليه سياستهاي رژيم پهلوي از آنجا شروع کرده بود و از آنجا هم تبعيد شد. بر همين اساس قشر آگاه جامعه و متعهد به دين و مرجعيت، با مطالعه روزنامه تصميم گرفتند در روز 19 دي ماه به خانه مراجع مراجعه کنند و از آنها خواهان پيگيري و برخورد با مسبب اين اهانت شوند. در روز 18 دي هماهنگي عمومي براي اين کار صورت گرفت و روز 19 دي ماه، مردم براي انتقال اعتراض خود به مرجعيت به عنوان بالاترين سطح ديني راهي منزل مراجع شدند. مردم به منزل سه تن از مهم ترين مراجع مراجعه کردند که راس آنها مرحوم آيت‌الله عظمي گلپايگاني،‌ مرحوم آيت‌العظمي نجفي مرعشي و آيت الله العظمي کاظم شريعتمداري بودند. علاوه بر اين مردم به خانه ساير فضلا و مدرسين قم نيز مراجعه کردند. در بازگشت از خانه مراجع بود که پليس و شهرباني در برابر شعارهاي مردم به آنها تيراندازي کرد و چند نفر شهيد شدند. اينگونه بود که حادثه 19 دي ماه 1356 در دفاع از مرجعيت و به پشتوانه موج و در تداوم مسيري که مرجعيت از سال 1341 در برابر سياستهاي حکومت پهلوي گرفته بود و در اين مسير فعال شده بود، شکل گرفت. شهدايي در اين مرحله از انقلاب تقديم شد و باعث شد که سير تحولات در موج جديد رنگ خون به خود بگيرد.
 
o قيام مردم قم چه نتايجي را در برداشت؟
حادثه 19 دي که بدون ترديد جرقه اوليه آن با مرگ فرزند امام کليد خورد، ‌سرآغازي بود براي آخرين مرحله انقلاب اسلامي؛ انقلابي که از سال 1341 با تحول در ساختار مديرتي يعني انتقال مديريت به مراجع تقليد و افتادن ابتکار عمل به دست جريان مذهبي و با مديريت جريان ديني آغاز شده بود و به رغم 15 سال تبعيد شدن رهبري اين نهضت همچنان فعال بود. اين حادثه اما سرآغاز آخرين مرحله انقلاب اسلامي بود و خود به سلسله حوادثي انجاميد که آن حوادث به بهمن 1357 و به سرنگوني نظام پهلوي و پايان نظام شاهنشاهي در تاريخ ايران و انتقال جامعه ايران از مرحله سلطنت به مرحله جمهوريت شد.
جامعه ايران به دليل بستري که براي انقلاب فراهم شده بود و به دليل فعاليتهاي مرجعيت، ‌علما، ‌روحانيون و ديگر گروههاي سياسي و مذهبي که در فاصله سالهاي 1341 تا 1356 صورت گرفته بود اين آمادگي را داشت که با يک جرقه و حادثه‌اي آخرين موج هجمه خود را به نظام شاهنشاهي آغاز کند و انتشار مقاله 17 دي و حادثه 19 دي قم، ‌آغازگر اين مرحله انقلاب شدند. جامعه چون اين آمادگي را داشت بر اساس سنت، ‌مراسم چهلمي براي شهداي 19 دي در سراسر کشور در مساجد و تکايا و حسنيه ها برگزار و سخنرانيهاي زيادي انجام شد. اين سرعت تحول و تحرک انقلابيون را افزايش داد.
 
o آيا قيام مردم قم بستر ساز حوادث ديگري هم بود ؟ اين حوادث چقدر در به ثمر رسيدن و پيروزي نهايي انقلاب سهم داشت؟
در اين مرحله حادثه تبريز اتفاق افتاد و در وسيع‌ترين شکل در آن روزگار، نظام پهلوي را با بحراني جدي مواجه ساخت. حادثه تبريز به دليل عظمت و انعکاس جهاني و شهداي فراواني که داشت موجب شد تا چهلم شهداي تبريز در شهرهاي بيشتر و با شدت بيشتري برگزار شود و در تابستان 57 در چهلم هاي ديگري که براي شهدا برگزار مي شد، ‌حکومت مجبور شد در 11 شهر بزرگ حکومت نظامي اعلام کند و موج حکومت نظاميها به حادثه 17 شهريور سال 57 منجر شد. موج اعتصابات سراسري از مهر ماه آغاز شد و اين سلسله همچنان ادامه پيدا کرد تا اينکه دولت مجبور شد در واکنش به اين شرايط، دولت نظامي ازهاري را سر کار بياورد. اما دولت نظامي هم با مديريت درست حضرت امام از خارج از کشور و شبکه درست مساجد،‌ وعاظ و روحانيون در سراسر ايران موفق به پاسخگويي به موج مطالبات انقلاب نشد. اين موج همچنان در حال پيشرفت بود. بختيار به عنوان آخرين تير اين ترکش به صحنه آورده شد تا بتواند به هر قيمتي ولو با اعلام جمهوريت سعي کند از تحقق اسلاميت جلوگيري کند. ولي او هم هم توفيقي پيدا نکرد و سرانجام حوادث دي ماه 56 در 22 بهمن ماه سال 57 به پيروزي نهايي رسيد.



نام:                
*رايانامه( Email):
موضوع :
*نظر شما:


تماس با ما : 38-4037 2260 (9821+) - Info@iichs.org

کليه حقوق اين سايت متعلق به موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران مي باشد
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تاييد آن نيست

استفاده از منابع اين سايت با ذکر ماخذ مجاز است
بهترین حالت نمایش: IE8 یا نسخه بالاتر