ArticlesStatesmenWoman e-zineًRestorationAYAM contemporary Historical ReviewO.HistoryPublicationsViewpoints and untold eventswith caravan of history(doc)Foreign Policy StudiesNewsمصاحبهwith caravan of history(photo)conferences

کلمات کليدی :
 همه کلمات
تک تک کلمات

 

نشریه الکترونیکی بهارستان

138

غزه در آتش و خون

 

 

رقص چوبها به مناسبت کودتای 28 مرداد

 

 

پیشینه فرش

 

 

زندگی و اقدامات لارنس آلمانی در ایران
مطیع ترین وزیر امور خارجه ایران
سهم  ساواک در شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی
محمد باقرخان تنگستانی

اخبارNEWS

فروشگاه مجازي موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران افتتاح شد  |+| بزودی آغاز به کار وب سايت جديد موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران

Google

تاریخ و جلوه های عزاداری امام حسین(ع)در ایران با تکیه بر دوران صفویه

 

 

چند قطره خون برای آزادی

 

 

زندگی سیاسی و اجتماعی آیت الله العظمی حاج سید محمد تقی خوانساری

 

فصلنامه تاریخ معاصر 61-62

فصلنامه تاریخ معاصر ایران

شماره 61-62

 

فصلنامه تاریخ معاصر 63

فصلنامه تاریخ معاصر ایران

شماره 63

کتابفروشی سرای تاریخ

Adobe Reader V 8.0

20.8 MB

 

شماره ۲۴، حرم 

حرم

تاج‌الملوک ام­ خاقان

 

فاطمه معزي

 

تاج­الملوک يا همان ام­ خاقان مادر محمدعلي شاه قاجار در تاريخ به اندازه فرزند مخلوع خود بدنام است تنها به اين جرم که مادر شاهي مخالف مشروطه بود مشروطهخواهان او را رسوا خواندند و عليه فساد اخلاقش طومار تهيه کردند و پاي زني را که هيچ در کار سياست نبود به اين ميدان باز کردند. حرم اين شماره، ‌اختصاص به شرح حال وي دارد. متاسفانه تصاوير متعددي از وي در دست نيست يا اگر هم باشد در مجموعه‌­هاي خصوصي موجود است که دسترسي به آنها نيز گاه ميسر نمي‌باشد. تنها عکس شناخته شده و منتشره از وي در کتاب روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه است که به اين شرح حال افزوده شده است.  

 

تاج‌­الملوک نخستين فرزند ملک­زاده خانم عزت­الدوله و ميرزا تقي­خان امير­کبير بود. ميرزا تقي­خان اميرکبير گزارش تولد او را به ناصرالدين شاه داد و نوشت: «قربان خاکپاي همايون مبارکت شوم. دستخط همايون زيارت شد. احوال اين غلام را استفسار فرموده بوديد از تصدق سر سرکار همايون، خوب و مشغول دعاگويي هستم. ملک‌زاده ديشب بعد از زحمت زياد زياد و بي­خواب ماندن همه، يک نفر کنيز براي خانه‌زادي قبله عالم روحنا فداه زائيدند». 1

 

در سال 1268 دو يا سه سال بيشتر نداشت که به همراه مادر و پدر معزولش به کاشان رفت. پس از قتل اميرکبير به دستور ناصرالدين شاه در فين کاشان به همراه مادر و خواهرش همدم­الملوک به تهران بازگشت. با ازدواج مجدد عزت­الدوله با ميرزا کاظم­خان نظام­الملک پسر ميرزا آقاخان ­نوري، تاج­الملوک و خواهرش تحت سرپرستي و تربيت ملک­جهان ­خانم مهدعليا مادربزرگ خود قرار گرفتند. در سال 1279قمري 2 بنا به امر مهدعليا تاج‌الملوک به عقد مظفرالدين ­ميرزا وليعهد ده ساله و همدم­الملوک به عقد سلطان مسعود ميرزا يمين­الدوله ­درآمدند» ولي آنها را در طهران گذاشته که بعد از دو سال عروسي بشود». 3

 

در جمادي­الاخر 1284 جشن عروسي مفصلي به مدت هفت شبانه روز در تبريز برگزار و تاج‌الملوک راهي خانه همسر شد. 4 حاصل اين ازدواج سه فرزند به نامهاي محمدعلي­ ميرزا، احمد ميرزا، و عزت­السلطنه بود. تاج‌الملوک بعد از تولد محمدعلي ميرزا به ام­خاقان ملقب شد و صاحب نفوذ بود اما در ضمن بين او و وليعهد اختلافات جدي وجود داشت که منشأ آن مشخص نيست برخي چنين داستان را روايت مي­کنند که تاج­الملوک قصد گرفتن انتقام خون پدر را داشته 5 و برخي ديگر از فساد اخلاق وي و «معلوم­الحال» 6 بودنش سخن مي­گويند. به نظر می‌رسد که با فوت مهدعليا که مسلط بر امور حرم بود اين اختلافات صورت ظاهر پيدا کرد. در گزارشات موجود تا پيش از مرگ مهدعليا صدايي از اين اختلاف به گوش نمي‌رسد.

 

محمدعلي­خان غفاري، پيشخدمت­باشي مظفرالدين ميرزاي وليعهد در خصوص اين اختلاف مي‌نويسد: « در اين اوقات حضرت اقدس وليعهد به واسطه سوء سلوک نواب عليه عاليه ام‌الخاقان که وقتي به خادمي حرم مبارک افتخار جست حضرت وليعهد را جوان ديد از آن زمان تا کنون به همان وضع رفتار مي­کرد و ملاحظه شان سلطنتي را به کلي از دست داده بود رفته رفته طبع مبارک از او منضجر گشت مورد عنايت و مرحمتي واقع نمي­شد و بعضي خيالات فاسد به سر او افتاد که خداي نخواسته آسيبي به وجود مبارک برساند العهده الرّاوي». 7

 

در اين ميان مادر مظفرالدين­شاه شکوه‌السلطنه نيز در تند کردن آتش اختلافات دست داشت او از محمدعلي خان غفاري که حامل مکتوب مظفرالدين ميرزا براي پدر خود به تهران بود خواست تا او را در جريان تصميم وليعهد بعد از دريافت نظر شاه قرار دهد. شکوه‌السلطنه به محمدعلي خان غفاري نوشت:

 

              ... آنچه راي مبارک است سربسته با تلگراف به من خبر بدهيد که بدانم صلح مي­شود يا طلاق يا روانه طهران. چون هر سه فقره را شاه دستخط داده بودند از اين سه فقره يکي را قبول بکنند. ... زباني آنچه خيريت وليعهد است از جانب من عرض بکنيد و اين فقره را يک طرفي بکنيد. به خدا قسم من آرام ندارم. از ديوانگي‌هاي آن زن عاقبت مي­ترسم خداي نکرده خلافي بکند که همه عاقلها حيران بمانند... شماها  خيلي بايد در هر کاري مواظبت بکنيد خاصه در خورد و خوراک وليعهد که آن زن شعور در سر ندارد. .. بهتر  است اين کار را تمام بکنيد. اگر محض بچه‌ها باشد، بچه‌‌ها را به طهران بياورند من نگاه مي­دارم والا خدمتکار دارند. 8

 

ناصرالدين ­شاه ميرز­ا حسين­خان سپهسالار را مامور رسيدگي به اين موضوع کرد، سپهسالار اعتقاد داشت که  اصلاح بهتر از جدايي است و بايد وليعهد و مادرش را راضي به اصلاح کرد تا تفريق. و خود با شکوه‌السلطنه و وليعهد به مذاکره پرداخت. ناصرالدين شاه نيز در تاييد نظر سپهسالار در حاشيه نامه وي نوشت: «البته اگر کار به طلاق نکشد بجاست» 9 شکوه‌السلطنه به ظاهر خود را راضي به حکم اصلاح مابين تاج­الملوک و مظفرالدين ميرزا نشان مي­داد ولي در تلاش بود تا به هر نحو ممکن وليعهد و همسرش را به تهران بياورد و شاه را راضي به اجراي حکم طلاق کند. ديدگاه وي در اين خصوص چنين بود: «ما هم به اين فقره راضي نيستيم. معلوم است با سه شاهزاده خلافست طلاق داده شود. اما صلح و اصلاح اين کار هم خوب نيست. نمي­توان تحمل کرد زن هر چه بگويد و هر چه بکند. اقلا يک قدري تنبيه و سياست لازم است. يعني کم­محلي که بدتر از هر درديست براي زنها... خواهش دارم نوعي بکنند که امسال نواب والا به تهران بيايند». 10

 

تلاشهاي شکوه­السلطنه به نتيجه رسيد، وليعهد و همسرش راهي سفر و در صفر 1293 به تهران رسيدند. اولين اقدام بعد از ورود به تهران،‌ طلاق ام­خاقان و راهي کردن وي به حرم شاهي بود. 11 حال نوبت عزت‌الدوله مادر تاج‌الملوک بود که زبان به شکايت باز کند. او در مکتوبي به ميرزا حسين­خان سپهسالار نوشت:

              از قراري که از طهران چه نوشته­اند و چه تلگراف مي­کنند نواب ارفع ­والا وليعهد و سرکار خانم شکوه‌السلطنه درجه بي­لطفي را نسبت به ام­خاقان به پايه‌هايي رسانده­اند که مي­خواهند طلاق بدهند عرض هم کرده­اند و قبله عالم هم قبول فرمودند. از هيچ کس شکايت نمي­کنم،‌ بدبختي خودم را بالاتر از اين مي‌دانم، ‌اگر قبله عالم مرا کنيز خودشان مي­دانستند هيچ کس را جرات اين کارها نبود، ... از شما اگر صلاح بدانيد يک خواهش دارم يک استدعا نماييد و اين عرض مرا به خاکپاي مبارک برسانيد که دختر من کمتر از مريم خانم کنيز مادرم نيست بعد از مهدعليا قبله عالم راضي نشدند که مريم خانم دربدر در خانه‌هاي مردم منزل داشته باشد. اگر طلاق مي­دهند بچه‌ها را دستش بدهند در گوشه خانه ديوانی جايش بدهند که بچه‌هايش را بزرگ کند تا بعد راي قبله عالم به هر چه تعلق يافت آن خواهد شد. معلوم مي‌شود که خواهرزاده شکوه‌السلطنه بهتر از خواهرزاده قبله عالم است که بايد رسواي دنيا بشوم ... 12

 

تاج­الملوک بعد از جدايي دو سال فرزندان خود را سرپرستي کرد و بعد از آن محمدعلي ميرزا تحت نظارت شکوه‌السلطنه و يکي از همسران صيغه­اي مظفرالدين ميرزا به نام دلپسند باجي معززالسلطنه قرار گرفت 13 و در دربار ناصري بزرگ شد. عزت‌السلطنه دختر او با عبدالحسين ميرزا فرمانفرما ازدواج کرد و فرزند ديگرش احمد ميرزا در هشت سالگي فوت کرد. 14

 

تاج‌ا‌لملوک بعد از طلاق، با ميرزا ابراهيم خان معتمدالسلطنه مستوفي آذربايجان و پدر ميرزا حسن­خان وثوق­الدوله بعدي و احمدخان قوام­السلطنه بعدي ازدواج کرد ولي ازدواج او با معمتدالسلطنه نيز چندان طولاني نبود و از وي جدا شد. سومين همسر وي ميرزا علي خان نصيرالسلطنه نام داشت که  در 1323 درگذشت. 15

 

در هيچ جا نشاني از فرزنداني که از اين ازدواجها حاصل شده­اند نمي‌باشد. با وقوع درگيريهاي بين مشروطه‌خواهان و مخالفان ناگهان براي بدنام کردن محمدعلي شاه نام مادر وي به ميان آمد. مخالفان تندرو ِ محمدعلي شاه او را با پسر ام خاقان خواندن تحقير مي‌کردند: «امروز (12جمادي‌الثاني 1325) تهرانيان در دشمني با محمدعلي ميرزا اندازه نشناختند و آنچه مي­دانستند و توانستند گفتند امروز نام مادر او ام­الخاقان را به زبانها انداختند و سخناني را که در سي­واند سال پيش درباره آن زن گفته شده بود، سخناني که بنيادي جز پندار و گمان نداشت» 16 اقدام ديگر مخالفان و تندروها عليه محمدعلي شاه تهيه طوماري در تاييد فساد اخلاق تاج‌الملوک توسط محمدرضا شيرازي مدير روزنامه مساوات بود. او «بدکاريهايي به نام محمدعلي­ميرزا و مادرش ام­الخاقان بروي چلوار بزرگي نوشته به بازار فرستاد که مردم گواهي خود را در پاي آن بنويسند و مهر کنند.» 17 شبنامه­هاي اين دوره نيز پر از اهانت به اوست.

 

تاج­الملوک ام­خاقان پس از عزل فرزندش از سلطنت در ايران ماند و قصد سفر به کربلا را داشت که در ذي­القعده 1327 در قصر شيرين فوت کرد. 18 قهرمان ميرزا عين­السلطنه در روزنامه خاطرات خود در خصوص وي مي­نويسد: «حراف و طرار است شيرزني است نمکين و بسيار خوش صحبت ... حکايتها از ام­الخاقان نقل مي­کنند که هر کدام کتابي عليحده لازم دارد... به هر جهت الان تائب شده و مشغول عبادت است ...» 19

 

 

__________________________

 

1. نامه‌هاي اميرکبير به انضمام رساله نوادرالامير، به کوشش: سيدعلي آل ­داود. تهران، نشر تاريخ ايران، 1371. ص 68 .

2. مسعود ميرزا ظل­السطان، تاريخ مسعودي. تهران، يساولي، 1363.  ديباچه.

3. مسعود ميرزا ظل­السلطان، ص 80 .

4. محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، تاريخ منتظم ناصري، به تصحيح: دکتر محمداسماعيل رضواني. تهران، دنياي کتاب، 1367. ج سوم، ص 1896 .

5. سر جورج پرسي چرچيل، فرهنگ رجال قاجار، غلامحسين ميرزا صالح. تهران، زرين، 1369. ص 34 .

6. يحيي دولت­آبادي، حيات يحيي. تهران، عطار و فردوسي، 1361. ج 2، ص 96 .

7. خاطرات و اسناد محمدعلي غفاري، نايب اول پيشخدمت‌باشي، به کوشش: منصوره اتحاديه و سيروس سعدونديان. تهران، نشر تاريخ ايران،1361. ج 1-2. ص 62 .

8. خاطرات و اسناد محمدعلي غفاري، ص 62 .

9. اسناد برگزيده از سپهسالار، ظل­السلطان، دبيرالملک، گردآوري و پژوهش: ابراهيم صفايي. تهران،‌ ‌بي نا، 1350. ص 31.

10. خاطرات و اسناد محمدعلي غفاري، ص 64 .

11. همان، ص 68 .

12. اسناد برگزيده از سپهسالار... ، ص 35-36 .

13. خاطرات تاج‌السلطنه، به کوشش: منصوره اتحاديه و سيروس سعدونديان. تهران،‌ نشر تاريخ ايران، ‌1362. ص 71.

14. بهمن بياني، «وصيت‌نامه عزت‌الدوله (همسر اميرکبير) به دخترش تاج‌الملوک ام­خاقان (همسر مظفرالدين شاه)»، پيام بهارستان، دوره دوم، س 2، ش 7، بهار 1389. ص 110 .

15. سر جورج پرسي چرچيل، ص 35 .

16. احمد کسروي. تاريخ مشروطه ايران. تهران، ‌اميرکبير، 1340. ص 341 .

17. همان. ص 594 .

18. محمدعلي سلطاني، ايلات و طوايف کرمانشاهان. تهران، ‌مولف، 1372. ج 2،‌ بخش 2، ص 584 .

19. قهرمان ميرزا عين‌السلطنه سالور، روزنامه خاطرات عين‌السلطنه، به کوشش: مسعود سالور و ايرج افشار. تهران، اساطير، 1376. ج دوم، ‌ص 1023.‌

 

 

 

 

 




نام:                
*رايانامه( Email):
موضوع :
*نظر شما:


تماس با ما : 38-4037 2260 (9821+) - Info@iichs.org

کليه حقوق اين سايت متعلق به موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران مي باشد
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تاييد آن نيست

استفاده از منابع اين سايت با ذکر ماخذ مجاز است
بهترین حالت نمایش: IE8 یا نسخه بالاتر