ArticlesStatesmenWoman e-zineًRestorationAYAM contemporary Historical ReviewO.HistoryPublicationsViewpoints and untold eventswith caravan of history(doc)Foreign Policy StudiesNewsمصاحبهwith caravan of history(photo)conferences
» نمايشگاه عکس » محرم از نگاه تصوير

کلمات کليدی :
 همه کلمات
تک تک کلمات

 

نشریه الکترونیکی بهارستان

136

پیشینه فرش 

 

 

جریان شناسی سقوط پهلوی
سیر تاریخی ممنوعیت حجاب
پاکسازی و مرمت اسناد تصویری
نجم السلطنه

اخبارNEWS

تازه‌هاي موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران در نمايشگاه کتاب تهران |+| سير تاريخي تحريم در کتاب انديشه تحريم و خودباوري منتشر مي‌شود ‎ |+|

Google

جوان و تاریخ

تاریخ و جلوه های عزاداری امام حسین(ع)در ایران با تکیه بر دوران صفویه

 

 

چند قطره خون برای آزادی

 

 

زندگی سیاسی و اجتماعی آیت الله العظمی حاج سید محمد تقی خوانساری

 

فصلنامه تاریخ معاصر 61-62

فصلنامه تاریخ معاصر ایران

شماره 61-62

 

فصلنامه تاریخ معاصر 63

فصلنامه تاریخ معاصر ایران

شماره 63

کتابفروشی سرای تاریخ

Adobe Reader V 8.0

20.8 MB

 

 محرم از نگاه تصوير 

موسی فقیه حقانی

 

اَلسَّلامُ عَلَيْکَ وَ عَلَی الملائِکَةِ المُضاجِعين.

 

سلام بر تو و بر فرشتگان سر بر آستان نهاده ات (زیارت ناحیه مقدسه)

 

اگر به تأخیر انداخته مرا روزگاران، و بازداشت مرا از یاری تو تقدیر الهی و نبودم تا بجنگم با کسانی که با تو جنگیدند و با آنان که با تو به دشمنی برخاستند، به دشمنی بر خیزم، [در عوض] بر تو زاری می کنم صبح و شام، و از دیده روان می سازم برای تو خون به جای اشک روان به عنوان حسرت بر تو و به عنوان تأسف بر آنچه که بر تو وارد شد و به عنوان سوز دل تا اینکه بمیرم به مصیبت جانفرسا و غصه جانکاه تو [یا ابا عبدالله]

 

(حضرت ولی عصر (عج) – زیارت ناحیه مقدسه)

 

کاش بودم شعله تا شمع مزارت می شدم

کاش بودم پرچم حاشیه دار ماتم ات

کاش بودم حلقه حلقه همچو زنجیر عزا

کاش بودم خاک و می دادی بها بر من که من

کاش می بودم سپر تا در هجوم تیغ مست

کاش بودم قطره آبی و از روی وفا

کاش بودم در شب شام غریبان تا که من

چلچراغ زائر شب زنده دارت می شدم

تا که زینت بخش بزم سوگوارت می شدم

بر کف دل بیقراری بی قرارت می شدم

خاک پای ذوالجناح راهوارت می شدم

مانع شمشیر خصم نابکارت می شدم

شبنم لبهای خشک شیر خوارت می شدم

پاسدار خیمه بی پاسدارت می شدم

 

***

 

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

 

هر ساله با فرا رسیدن ماه محرم شوری جانسوز وجود شیعیان اهل بیت (ع) و شیفتگان عدالت و آزادگی را می گدازد. چرا که کربلا حدیث شوریدگی و عاشقی و یاد قهرمانانش الهامبخش مبارزه بر علیه ظلم و ظالمان در همیشه تاریخ است.

 

پیشینه این گداختگی و سوز و گداز به سالها قبل از وقوع حادثه عاشورا بر می گردد. سالها قبل از شهادت مظلومانه سالار شهیدان به همراه خاندان و اصحابش، پیامبر اکرم (ص) در حالی که حسین (ع) را بر زانوی مبارک خود نشانده بودند فرمودند: «اِنَّ لِقَتُلِ الْحُسَیْنِ حَرارَةً فی قلوب الْمُؤمِنینَ لا تَبْرَدُ اَبَداً – برای شهادت حسین حرارتی در دلهای مؤمنین است که هرگز به سردی نمی گراید».1 پیامبر (ص) خود مدام بر پاره تن خویش می گریست. آورده اند که رَحْمَةٌ لِلْعالَمین و رسول امین که هیچ توقعی از امت خود به جز دوستی اهل بیتش نداشت، هرگاه حسین (ع) را می دید و یا به یاد می آورد گریه بر او غالب می شد و گاهی نیز اشک ریزان بر گلوی او بوسه می زد.2 آن صاحب خُلق عظیم در شب معراج وقتی به کربلا رسید شهادت حسین و یارانش را دید.3 و پس از آن تا پایان عمر از یادآوری آن صحنه ها می گریست.4 و او در این مصیبت تنها نبود، مجاهد از ابن عباس نقل می کند:

 

روزی هنگامی که در رکاب امیرالمؤمنین علی (ع) عازم صفین بودیم به نینوا  نزدیک شط فرات رسیدیم علی (ع) به شدت گریست و گفت پیامبر (ص) مرا خبر داد که به سوی اهل بغی می روی و به سرزمینی می رسی که حسین با هفده نفر از اولاد من و فاطمه (س) در آنجا کشته می شوند نام این سرزمین در آسمانها معروف است به کرب و بلا.

 

ابن عباس می گوید مولای متقیان سپس گریست که به رو درافتاد و غش کرد.5 همچنین هر وقت در مدینه حسین (ع) را می دید می گریست و می گفت: «ای سبب گریه هر مؤمن»6 و در محراب مسجد کوفه وقتی خود به خون غلطید به حسین (ع) فرمود: «یا ابا عبدالله تو شهید این امت خواهی بود»7 علی (ع) همچنین ابن عباس را از گریستن مسیح بر فرزند پیغمبر خدا، احمد مختار (ص) هنگامی که از کربلا و بلا عبور می کرد آگاه نمود.8 قبل از مسیح (ع) دیگر انبیا نیز بر خون خدا و ذریه احمد (ص) گریسته بودند.9

 

داغ شهادت مظلومانه حسین (ع) به قدری جانگداز بود که تمامی انیباء و پاکان و صلحا و امامان مصیبتهای وارده بر خود را فراموش کرده و بر مصیبت او می گریستند. آورده اند که هنگام شهادت مظلومانه حسن مجتبی (ع)، حسین (ع) بر حال برادر می گریست. مجتبی (ع) که جگرش بر اثر زهر شرحه شرحه شده بود به برادر گفت: لا یَوْمَ کَیَوْمُکَ یا ابا عبدالله – چرا گریه می کنی ای برادر، هیچ روزی مانند روز تو نخواهد بود، هجوم می آوردند بر تو سی هزار نفر که همه ادعای مسلمانی دارند و خود را از امت جدّ ما می پندارند. آنان اجتماع می کنند بر کشتن و ریختن خون و هتک حرکت تو و اسیری عیال و اطفال تو، پس آسمان در این حادثه خون و. خاکستر می بارد، بلکه هر چیزی بر تو می گرید حتی وحشیان صحرا و ماهیان دریا.10

 

در روز واقعه، پس از شهادت اصحاب و اهل بیت نوبت جانبازی سالار شهیدان رسید، از صبح آن روز صورت مبارک امام (ع) لحظه به لحظه بر افروخته تر می شد. نورانیت چهره چون ماه حسین (ع) چشمان دشمن را نیز خیره کرده بود. و این از آن جهت بود که لحظه دیدار فرا رسیده بود. امام (ع) سحر روز عاشورا رسول خدا (ص) را در عالم رؤیا زیارت کرده و دریافته بود که وقت رحیل نزدیک شده است. رسول خدا (ص) به فرزندش بشارت داد که: «ای فرزند توئی شهید آل محمد (ص) و اهل آسمانها به قدوم تو متبشرند ...»11

 

امام (ع) یک تنه به صف دشمن زد. خصم ناجوانمردانه از هر سو حمله می کرد و با ضربات متعدد شمشیر، نیزه و تیر بدن مطهر امام را نشانه می گرفت. وقتی حسین (ع) با تن پاره پاره بر زمین افتاد زیر لب می گفت: «اَللّهُمَّ مُتَعالِیَ الْمکانِ عَظیمَ الْجَبَرُت ... ای خداوند بلند مرتبه ... »12 نورانیت سرسلسله احرار چشم قاتل را خیره کرده بود نجوای امام با معبود خود در آن حالت یادآور مناجات او در روز عرفه بود مگر او در روز نهم ذیحجه، قبل از روز قربانی با خدای خود نمی گفت:

 

اَللّهُمَّ اِنّی اَرْعَبُ اِلَیْکَ ... اِنّی کُنْتُ مِنَ الْمُوَحِدّینَ ... اِنّی کُنْتُ مِنَ الخائِفینَ ... اِنّی کُنْتُ مِنَ الرّاجینَ ... اِنّی کُنْتُ مِنَ الرّاغِبینَ ... اِنّی کُنْتُ مِنَ الْمُهْلِلّینَ ... اِنّی کُنْتُ مِنَ السائِلینَ ... اِنّی کُنْتُ مِنَ الْمُسُبِحینَ ... یا غایَةَ ﭐلطالِبینَ وَ مُنْتَهیٰ اَمَلِ ﭐلرّاجینَ ... مَتی غِبْتَ حَتّی تَحْحتاجَ إلی دَلیلٍ یَدُلُّ عَلَیْکَ وَ مَتیٰ بَعُدْتَ حَتّی تَکُونَ الْٰاثارُ هِیَ ﭐلَّتی تُصِلُ إلَیْکَ عَمِیَتُ عَیْنٌ لا تَراکَ عَلَیْها رَقیباً وَ خَسِرَتْ صَفْقَهُ عَبْدٍ کَمْ تَجْعَلُ نَصیبا ... الهی ... فَأَرْجِعْنی اِلَیْکَ ... فَاهْدِنی بِنُورِکَ اِلَیْکَ ...

 

بار الها من مشتاق تو هستم ... این منم که از یکتا پرستانم، این منم که از ترسنده گان بوده ام، این منم که از بیمناکانم، این منم که از امیدواران مشتاقم، این منم که از مشتاقانم، این منم که از تسبیح گویانم، این منم که از که از درخواست کنندگانم، این منم که ازنیایش پیشگانم، ... ای آخرین خواسته مشتاقان و ای منتهای آروزی امیدواران ... کی پنهان بوده ای تا نیازمند دلیلی باشی که به تو رهنمون شود؟! کی دور شده ای تا آثار و نشانه ها ما را به تو رسانند؟! کور است چشمی که تو را بر خود نگهدار و مراقب نبیند، و زیان زده است داد و ستد کسی که از محبت خود برایش نصیبی قرار نداده ای ... خدایا اکنون مرا (که بی تاب وصالم) از راه پوشش انوار (جمال و جلالت) و رهنمایی (شهود و) بینادلی به خود جلب کن ... تا به بارگاه وصالت بار یابم ... ای معشوق یگانه من، این ذلت عاشقانه من است که پیش رویت عیانشت و این حال شکسته و سوز عشق من است که بر تو پنهان نیست از تو وصالت را جویا هستم و به تو بر تو رهنما خواهم پس با تجلی نورت مرا به خود رهنمون شو و با (خلوص و) صدق عبودیت مرا نزد خود به پای دار ... به آستان تو پیوسته ام دورم مکن و بر درگاهت ایستاده ام مرا مران ... تویی که انوار (تجلیات جمال)خود را در دلهای اولیائت تاباندی تا تو را شناختند و به یکتایی ستودند، تویی که بیگانگان را از دل عاشقانت زدودی تا جز تو را دوست ندارند و پناهی نگیرند ... چه دارد آنکه تو را ندارد؟ و چه ندارد آنکه تو را دارد؟ ... ای آنکه شیرینی انس خود را به دوستدارانت چشاندی ... با رحمتت مرا بطلب تا به وصالت رسم و با فضلت مرا جذب کن تا یکسر به تو رو کنم ...13

 

گودی قتلگاه پر از نور بود، عرق مرگ بر پیشانی امام (ع) نشست، با گوشه چشم به خیمه ها نگریست، نگران اهل بیت (ع) بود. ذوالجناح شیهه کنان به حالت گریه به سوی خیمه شتافت. اهل حرم که وضع را چنین دیدند شیون زنان به سوی قتلگاه شتافتند. قاتل فاجر که گویی کور شده بود خنجر خود را می کشید و حسین (ع) در آستانه وصال دوست زیر لب می سرود: بِسمِاللهِ وَ بِالله وَ فی سَبیلِ الله وَ عَلیٰ مِلَّةِ رَسُولِ الله ... لحظه ای بعد شمر با سری خونین و نورانی از گودال خارج شد. زینب (س) که بر بالای گودال نظاره گر پرواز خونین برادر بود و شیون کنان رسول خدا را به نظاره مب خواند صدای آشنای مادر را شنید که بر مظلومیت فرزند خود می گریست و همنوا با آنان آسمان و ساکنان نازک دل آن نیز می گریستند. از آن روز تا کنون داغ شهادت حسین (ع) هر صاحب دل آزاده ای را می گریاند و مؤمنین در غم او مویه کنان و کی کنان به اقامه عزا می پردازند. با فرا رسیدن ماه محرم اهل بیت (ع) و امامان شیعه را غمی بزرگ فرا می گرفت و به عزاداری سالار شهیدان مبادرت می کردند. در این میان ذخیره پروردگار و منتقم خون خدا (روحی فداه) هر روز و شام در غم شهادت جدش خون جگر از دیدگان جاری می سازد و از خداوند ظهور خود را می طلبد.

 

شیعیان نیز با تأسی بر امامان خود همه ساله با اقامه عزا تسلا دهنده قلب اهل بیت و ستم را در خلال سالیان دراز مشتعل نگاه داشته اند. ملت ایران به عنوان شیفتگان اهل بیت (ع) در طول تاریخ اسلامی خود ضمن اقامه عزا برای شهیدان کربلا با الگو قرار دادن سیره سیدالشهداء (ع) همواره با رنگ و بوی کربلایی به مقابله با ظلم حاکمان و زورگویان پرداخته اند. شیعه دائماً از خداوند می خواهد که خونخواهی حسین (ع) به رهبری پیشوایی پیروز از خاندان محمد (ص) را روزی او کند.14 با دوستان او اعلام دوستی و با دشمنان او دشمنی ابراز می دارد.15

 

چنین دستمایه و تفکری،  از شیعه عنصری انقلابی و ظلم ستیز ساخته است که همواره خواب خوش ظالمان را آشفته می سازد. نگاهی به نهضتهای شیعی در طول تاریخ تشیع نشان می دهد که تأسی بر قیام عاشورا موتور محرک تمامی این نهضتها می باشد. در نهضت اسلامی ایران نیز به رهبری امام خمینی مانند اغلب قیامهای دینی ایرانیان، قیام عاشورا و پیروی از سالار شهیدان نقش اصلی و کلیدی ایفا می کند و عامل اصلی پیروزی، بقا و پیشرفت انقلاب اسلامی به شمار می آید.

 

حسین (ع) چراغ هدایت و کشتی نجات و سالار شهیدان و خون خدا می باشد. در تربت پاکش شفا و در تحت گنبدش استجابت دعا 16 و در زیارت قبر مطهرش ثواب بسیار روزی می شود. ملت ایران در سال 1381 شمسی بار دیگر دو محرم و دو عاشورا را تجربه می کنند. از این رو این سال را سال «عزت و افتخار حسینی» نامگذاری کرده اند. تقارناین دو محرم با عید نوروز و حرمت داری مردم شریف ایران در این ایام که قدمتی دیرینه دارد بیانگر نفوذ محبت اهل بیت (ع) در عمق جان ایرانیان است. به پاس این همه خلوص و صفا و در تقدیس این عشق آسمانی عکسهای این شماره از فصلنامه را نیز اختصاص به بزرگداشت محرم در نزد ایرانیان می دهیم. امید که مقبول نظر آن رحمت واسعه الهی و باب نجات امت و دوستداران صمیمی آن امام همام بیافتد.

 

لازم به ذکر است که شش عکس و نقاشی ابتدای این بخش توسط جناب حاج حسین جان نثار و عکس مربوط به هیئت آل احمد نیز توسط جناب آقای مهدی آل احمد در اختیار نگارنده گذاشته شده است که به این وسیله کمال تشکر خود را از آن بزرگواران اعلام می دارم.

 

__________________________

1. مستدرک وسائل. ج ٬١ ص٣١٨ .

٢ .علامه مجلسي. بحار الانوار، ج ٬٤٤ صص ٢٦١-266.

٣ .شيخ مفيد، الارشاد، ايران ١٣٧٧ق ٬ ج ٬٢ ص133.

4. بحار الانوار، ج ٬٤٤ ص ٢٦٦.

٥. بحار الانوار، همان صص ٢٥٢-254.

٦ .همان، ص ٢٨٠ .

7. بحار الانوار، ج ٬٤٢ ص 292.

8. بحار الانوار. ج ٬٤٤ صص ٢٥٢-٢٥٤.

٩ .همان ٬ صص ٢٤٢-٢٤٥.

١٠. بحار الانوار، ج ٬٤٥ ص 218.

. بحار الانوار ، ج ٬٤٥ ص ٣.

١٢. شيخ طوسي. مصباح المتهجد، تهران، ١٣٣٨ قمري ص ٧٥٩.

١٣. فرازهايي از دعاي عرفه

١٤ .اَنْ يَرْزُقَني طَلَبَ ثارِکَ مَعَ اِ مامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مَحَمَّدٍ (زيارت عاشورا (

١٥. اِنّيِ سِلْمٌ لِمَنْ سٰالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حٰارَبَکُمْ. )زيارت عاشورا (

١٦. زيارت ناحيه مقدسه



نقاشي صبح عاشورا٬ صف آرايي سپاه کفر در مقابل اهل بيت و اصحاب سيدالشهدا(ع) [اثر نقاشي پاکستاني در دوره قاجار]

نقاشي صبح عاشورا٬ صحنه شهادت حضرت علي اصغر (ع) [اثر نقاشي پاکستاني در دوره قاجار]

نقاشي ظهر عاشورا٬ وداع سيدالشهدا (ع) با اهل حرم [اثر نقاشي پاکستاني در دوره قاجار]


نقاشي شام غريبان خر ابه نشيني اهل بيت (ع) (آن شب که ماه گردون بر قتلگاه تابيد گويي که يک چمن گل در خاک آرميده( [اثر نقاشي پاکستاني در دوره قاجار]

سقاخانه اي در بازار بزرگ تهران به تاريخ ١٣٠٧ شمسي متعلق به خانواده جان نثار [از سمت راست ايستاده رديف جلو مأمور نظميه حسن جوانشير ٬ اسدالله جان نثار، نشسته بر روي نيمکت اصغر جان نثار ٬ نفر وسط حاج رضا جان نثار (مؤسس سقاخانه)٬ اکبر جان نثار ٬ عبدالله جان نثار] [ عکاس: ماشاءالله خان عکاس]

عزاداري روز عاشوراي ١٣١٠ قمري در آشتيان


هيئت اتفاقيون تهران٬ نفر وسط آقاي سدهي از روحانيون و وعاظ معروف تهران

تعدادي از اعضاي هيئت آل احمد به همراه فرزندان؛ رديف اول نفر وسط آيت الله سيد احمد طالقاني پدر جلال آل احمد

عزاداري مردم تهران در روز عاشورا


عزاداري مردم تهران در روز عاشورا

دسته زنجيرزن در شب عاشورا

سبزه ميدان تهران در روز عاشورا


عزاداري مردم تهران در روز عاشورا

عزاداري مردم تهران در روز عاشورا در دوره قاجاريه

صحنه اي از مراسم عزاداري و روضه خواني


سبزه ميدان تهران در روز عاشورا

مراسم روضه و عزاداري در تکيه دولت

مراسم عزاداري و روضه خواني زنانه


تکيه سلطنت آباد در سال ١٢٧٦ ق

بخشي از بناي تکيه دولت و طبقات آن

عمارت بادگير و تکيه دولت


تکيه دولت

پرده اي از وقايع روز عاشورا

گروه تعزيه خوان


يک صحنه از مراسم تعزيه خواني در روزگاران گذشته

مراسم تعزيه خواني

مراسم تعزيه خواني


شبيه خوانها در تکيه دولت(معين البکا) با در دست داشتن نسخه شبيه خواني

تعزيه خوان در تکيه دولت قاجار

تعزيه خوان در تکيه دولت قاجار


تصوير ديگري از شبيه خوانهاي تکيه دولت

سه تن از تعزيه خوانان

گروه تعزيه خوان هنگام اجراي تعزيه


گروه تعزيه خوان هنگام اجراي تعزيه

عزاداري مردم تهران در روز عاشورا

يکي از افراد تعزيه خوان

نام:                
پست الکترونیک:
موضوع :
نظر شما :


تماس با ما : 38-4037 2260 (9821+) -

کليه حقوق اين سايت متعلق به موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران مي باشد
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تاييد آن نيست

استفاده از منابع اين سايت با ذکر ماخذ مجاز است
بهترین حالت نمایش: IE8 یا نسخه بالاتر


 
www.iichs.org