ArticlesStatesmenWoman e-zineًRestorationAYAM contemporary Historical ReviewO.HistoryPublicationsViewpoints and untold eventswith caravan of history(doc)Foreign Policy StudiesNewsمصاحبهwith caravan of history(photo)conferences
صفحه اصلی » نمايشگاه اسناد » قيام 15 خرداد 1342

کلمات کليدی :
 همه کلمات
تک تک کلمات

 

نشریه الکترونیکی بهارستان

137

پیشینه فرش 

 

 

زندگی و اقدامات لارنس آلمانی در ایران
مطیع ترین وزیر امور خارجه ایران
سهم  ساواک در شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی
محمد باقرخان تنگستانی

اخبارNEWS

فروشگاه مجازي موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران افتتاح شد  |+| بزودی آغاز به کار وب سايت جديد موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران

Google

تاریخ و جلوه های عزاداری امام حسین(ع)در ایران با تکیه بر دوران صفویه

 

 

چند قطره خون برای آزادی

 

 

زندگی سیاسی و اجتماعی آیت الله العظمی حاج سید محمد تقی خوانساری

 

فصلنامه تاریخ معاصر 61-62

فصلنامه تاریخ معاصر ایران

شماره 61-62

 

فصلنامه تاریخ معاصر 63

فصلنامه تاریخ معاصر ایران

شماره 63

کتابفروشی سرای تاریخ

Adobe Reader V 8.0

20.8 MB

 

 قيام 15 خرداد 1342 

مظفر شاهدي

 

به دنبال نخست‏وزيري اسدالله علم در تير 1341 و سپس تلاشهاي دولت و حكومت براي اجراي طرحهاي موسوم به انقلاب سفيد شاه و ملت علما و روحانيون با رهبريهاي آيت‏الله خميني مبارزه پيگير و دامنه‏داري را با رژيم پهلوي آغاز كردند. به دنبال برگزاري رفراندوم و نيز جديت حكومت براي اجرايي كردن اصلاحات موردنظر (از بهمن 1341) بحران ميان علما و روحانيون با دولت اسدالله علم وارد مرحله جدي‏تري شد و بر اثر حمله نيروهاي نظامي و امنيتي به مدرسه فيضيه در 2 فروردين 1342 رويارويي طرفين متخاصم شدت و حدت بيشتري گرفت و به رغم سختگيريهاي نخست‏وزير و شخص شاه مخالفان بيش از پيش بر ضد طرحهاي اصلاحي (موسوم به انقلاب سفيد) متشكل شدند و با آغاز ماه محرم (خرداد 1342) بر دامنه بحران افزوده شد.


بدين ترتيب برخلاف اعتقاد نخست‏وزير روند مخالفت و مبارزه روحانيون و طرفداران آنها در ماه محرم شكل جدي‏تر و گسترده‏تري به خود گرفت و وعاظ و اهل منبر و... در تبعيت از نظريات رهبران روحاني در مراسم سوگواري امام حسين (ع) عملكرد دولت علم را سخت به باد انتقاد و اعتراض گرفتند. در اين ميان شهرهاي قم و تهران كانون اصلي كشمكش و تعارض روحانيون و طرفدارانشان با دولت و رژيم پهلوي بود. بيشترين تدابير امنيتي و نظامي هم در اين دو شهر به مورد اجرا گذاشته شده بود. با اين شرايط به نظر مي‏رسيد كه جوّ سياسي – اجتماعي كشور آبستن حوادث ناگواري است. چرا كه همزمان با افزايش مخالفت روحانيون، دولت نيز براي برخورد خصمانه با آنان خود را به سرعت آماده مي‏كرد. تا جايي كه گذشته از تمهيدات و آمادگيهاي نظامي سران رژيم بر حملات لفظي خود به روحانيون افزوده بودند. بالاخص شخص شاه و اسدالله علم نخست‏وزير طي مصاحبه‏ها و سخنراني‏هايشان روحانيون را به عنوان برهم زنندگان نظم مورد حمله و انتقاد قرار مي‏دادند. چنانكه شاه در 6 خرداد ماه 1342 طي سخنراني‏اش در كرمان با عباراتي تند و زننده روحانيون را مورد عتاب قرار داد و آنان را با دزدان و غارتگران مقايسه كرده و به حيوانات نجس و ... تشبيه كرد. حضرت آيت‏الله امام خميني به عنوان رهبر و پيشرو روحانيون مخالف رژيم كه احساس كرده بود با روند پيش آمده هيچ‏گونه راه مصالحه‏اي بين آنان و دولت وجود ندارد و برخورد طرفين را حتمي مي‏دانست در 13 خرداد 1342 در پاسخ به سخنراني زننده و توهين‏آميز شاه او را مورد سرزنش قرار داد و خطاب به وي گفت :

 

          ... آقا من به شما نصيحت مي‏كنم. اي آقاي شاه، اي جناب شاه، من به تو نصيحت ميكنم. دست بردار از اين كارها، آقا اغفال دارند مي‏كنند تو را، من ميل ندارم كه يك روز اگر بخواهند تو بروي همه شكر بكنند... آيا روحانيت اسلام، آيا روحانيون اسلام، اينها حيوان نجس هستند؟ در نظر ملت اينها حيوان نجس هستند كه تو مي‏گويي؟ اگر اينها حيوان نجس هستند پس چرا اين ملت دست آنها را مي‏بوسند، دست حيوان نجس را مي‏بوسند...؟ آقا ما حيوان نجس هستيم...؟ خدا كند كه مرادت اين نباشد، خدا كند مرادت از اينكه مرتجعين سياه مثل حيوان نجس هستند و ملت بايد از آنها احتراز كند، مرادت علما نباشند والا تكليف ما مشكل مي‏شود و تكليف تو مشكل مي‏شود، نمي‏تواني زندگي كني، ملت نمي‏گذارد زندگي كني، نكن اين كار را، نصيحت مرا بشنو... آقا نكن اين‏طور، بشنو از من، بشنو از روحانيون. اينها صلاح ملت را مي‏خواهند اينها صلاح مملكت را مي‏خواهند. ما مرتجع هستيم؟ احكام اسلام ارتجاع است؟ آن هم ارتجاع سياه است؟ تو انقلاب سياه، انقلاب سفيد درست كردي؟ شما انقلاب سفيد به پا كرديد؟ كدام انقلاب را كردي آقا؟ چرا مردم را اغفال مي‏كنيد؟ چرا نشر اكاذيب مي‏كنيد، چرا اغفال مي‏كني ملت را؟ والله اسراييل به درد تو نمي‏خورد. قرآن به درد تو مي‏خورد.

 

بدين ترتيب در شرايطي كه راه هرگونه مذاكره و يا گفت وگوي مسالمت‏آميز بسته شده بود، اسدالله علم دستور داد مراسم مذهبي و سوگواري را در شهرهاي قم و تهران مورد تهاجم قرار دهند. طي روزهاي 13 و 14 خرداد 1342 تعداد زيادي از وعاظ و روحانيون را دستگير كردند.


به دنبال دستگيري اين افراد دامنه اعتراض و تظاهرات گسترش بيشتري يافت در تهران دانشجويان دانشگاه تهران به صف معارضان پيوسته و در مخالفت با دولت علم و رژيم پهلوي با روحانيون همصدا شدند. روز چهاردهم خرداد، كه مصادف با 11 محرم 1383ق بود، در شهر تهران تظاهرات قابل توجهي برپا شد و شعارهايي به طرفداري از آيت‏الله خميني و موضع وي در قبال دولت علم سر داده شد. اسدالله علم نخست‏وزير احساس كرد كه براي جلوگيري از گسترش تظاهرات تنها يك راه‏حل وجود دارد و آن هم دستگيري رهبر مخالفان است. بدين ترتيب به دستور نخست‏وزير در شب 15 خرداد 1342 كماندوها و ديگر نيروهاي انتظامي مناطق مختلف شهر قم را محاصره كرده و در صبحگاه همان روز حضرت آيت‏الله خميني را دستگير و به تهران بردند و در پادگان قصر زنداني ساختند.


خبر دستگيري امام خميني در مدتي اندك در سراسر شهر قم پخش شد و به دنبال آن گروههاي عظيمي از مردم به خيابانها ريخته و به دستگيري ايشان اعتراض كردند. بدين ترتيب قيام معروف 15 خرداد 1342 در شهر قم شكل گرفت. در تهران نيز بلافاصله پس از پخش خبر دستگيري حضرت آيت‏الله امام خميني اقشار مختلف مردم به خيابانها هجوم آورده و شعارهايي له ايشان و بر ضد دولت سر دادند و برخي از مراكز دولتي نيز مورد تهاجم تظاهركنندگان قرار گرفت. بدين ترتيب تهران نيز در قيام ضد رژيم با شهر قم همگام شد. در چنين شرايطي بود كه علم تنها راه برخورد با بحران پيش آمده را در سركوب قهرآميز آن جست وجو كرد. شورش به حدي گسترده شده بود كه احساس مي‏شد هرگاه در اسرع وقت با آن مقابله نشود، مي‏تواند خطر سقوط رژيم را هم به دنبال داشته باشد. علينقي عاليخاني درباره چگونگي برخورد اسدالله علم نخست‏وزير با تظاهركنندگان 15 خرداد 1342 مي‏نويسد :

 

         علم در روزهاي حساس قيام 15 خرداد فعاليت خستگي‏ناپذيري داشت و با مقامهاي انتظامي پيوسته در تماس بود و خود از كلانتريهاي مناطق حساس شهر سركشي مي‏كرد و به همه مسئولان هشدار مي‏داد خود را براي رويارويي با آشوبي بزرگ آماده كنند. به اين سان هنگامي كه در بامداد روز 15 خرداد 1342 (5 ژوئن 1963) تظاهرات در اطراف بازار تهران آغاز شد علم آمادگي كامل داشت و به رئيس شهرباني وقت سپهبد نصيري تلفني دستور تيراندازي داد و در برابر ترديد نصيري يادآور شد كه اين دستور را به عنوان نخست‏وزير مي‏دهد و نامه مؤيد اين دستور را نيز بي‏درنگ براي او خواهد فرستاد. خود نيز پس از ساعتي به دفتر نصيري رفت و از نزديك شاهد وضع روز بود اين خونسردي و قاطعيت علم اثر بسيار مثبتي داشت و مسئولان انتظامي توانستند در چند ساعت به اين غائله پايان دهند و تظاهركنندگان را به شدت سركوب كنند.

 

در واقع از همان آغاز لبه تيز حمله روحانيت به رهبري حضرت آيت‏اله خميني بيش از هر كس ديگري متوجه اسدالله علم نخست‏وزير بود و او را مسئول اصلي اقدامات رژيم پهلوي قلمداد مي‏كردند. چنانكه حضرت آيت‏الله امام خميني سالها پس از واقعه 15 خرداد در يادآوري خاطراتش از آن دوره اظهار داشتند:

 

         در زمان محمدرضا آن اوايل نهضت (1342) دست وپا مي‏كردند كه يك تفاهمي بشود. يك دفعه كه آمدند پيش ما كه مي‏خواهيم كه مثلاً ملاقاتي چيزي طرح شود. من به ايشان گفتم كه علم هستش ما وارد مذاكره نمي‏شويم. شما اول علم را كنار بگذاريد و بعد وارد مذاكره بشويم، ببينيم چه مي‏گوييم.















نام:                
پست الکترونیک:
موضوع :
نظر شما :


تماس با ما : 38-4037 2260 (9821+) - Info@iichs.org

کليه حقوق اين سايت متعلق به موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران مي باشد
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تاييد آن نيست

استفاده از منابع اين سايت با ذکر ماخذ مجاز است
بهترین حالت نمایش: IE8 یا نسخه بالاتر