شماره 36


 

 

 

همراه با هزاردستان در سفر (1)

(آذربايجان)

 

 

جلا ل فرهمند

Farahmand@www.iichs.org

 

 

ياد مرحوم علي حاتمي به خير که با سريال هزاردستانش نقشي تاريخي براي ذهن عامه مردم به وجود آورد که به هنري ترين شکل يادي از گذشته تاريخي خود داشته باشند. پررنگ ترين شخصيت سريال وي مردي بود به نام عبدالحسين ميرزا فرمانفرما و به عبارتي ديگر هزاردستان.

 

عبدالحسين ميرزا که بود؟ وي ملقب به نصرت الدوله، سالار لشکر، فرمانفرما، متولد 1273ق و فرزند فيروز ميرزا فرمانفرما ( فرزند شانزدهم عباس ميرزا ) بود.

 

فارغ التحصيل سال 1295 از مدرسه دارالفنون و ورود همزمان به قشون دولتي و طي کردن سريع مراتب نظامي او جالب توجه است به طوري که در سال 1298 به درجه سرهنگي و فرماندهي قواي کرمان رسيد و سپس سرتيپ و عضو شوراي عالي نظامي شد و با رتبه سرتيپ اولي به آذربايجان رفت و از ملازمان مظفرالدين ميرزا وليعهد شد و دخترش را به زوجيت گرفت. گارد وليعهد به وي سپرده شد و از سوي ناصرالدين شاه لقب نصرت الدوله گرفت و پس از دو سال به درجه امير توماني رسيد. ازدواج وي با دختر وليعهد مسلماً نقش مهمي در اين ترقي داشت. در سال 1307 هنگام سفر شاه به اروپا رياست گارد حفاظت وي را بر عهده داشت. از اين زمان مورد توجه ناصرالدین شاه نيز قرار گرفت و به فرماندهي کل قشون آذربايجان رسيد. در سال 1309 به تهران احضار شد و به لقب فرمانفرما نائل آمد و به جاي برادر درگذشته اش  به حکمراني کرمان و بلوچستان تعيين شد. ولي با استدعاي پدر زنش از شاه به سال 1311 مجدداً به آذربايجان بازگشت. وي اين بار علاوه بر فرماندهي کل قشون آذربايجان به حکومت خوي و اروميه رسيد. در سال 1312 والي کردستان شد و با حفظ سمت فرماندار کرمان نيز بود. با مرگ ناصرلدين شاه مراحل ترقي وي مسيري صعودي به خود گرفت، شاه جديد هواي وي را داشت. سال 1314 همزمان با تاجگذاري شاه جديد حاکم تهران شد و بلا فاصله وزارت جنگ و فرماندهي کل قشون به وي سپرده شد.

 

از اين زمان وي درگير جنگ سياسي نيز شد. طهران مرکز دسيسه درباريان سابق و جديد بود. در جنگ قدرت امين السلطان و عين الدوله وي طرف امين السلطان را گرفت و عين الدوله از ميدان به در شد. اين پيروزي هر چند براي امين السلطان شيرين بود خطر جديدي نيز داشت. اين خطر  فرمانفرما بود. وي بسيار قدرت يافته بود. با سياست و تدبير امين السلطان فرمانفرما از چشم شاه افتاد و از وزارت به حاکميت کرمان و بلوچستان رسيد و مدتي کوتاه والي فارس شد. ولي به علت برخي اعمالش و تحريکات مجدد امين السلطان وي عزل شد و به حالت تبعيد چهار سال در بين النهرين اقامت گزيد. از سال 1323 مجدداً به ايران بازگشت و والي کرمانشاه شد. پس از پيروزي نهضت مشروطه با اينکه در ابتدا از در مخالفت درآمده بود ولي بعداً همراه با آن شد و در زمانهاي مختلف مناصب بالاي وزارتي را در اختيار داشت. پس از کودتاي سوم حوت به دستور سيد ضياءالدين به زندان افتاد. وي احترام رضاخان و سپس رضا شاه بعدي را به خوبي داشت. بسياري از املاک مرغوبش در تهران را به زور يا از روي ترس به شاه جديد واگذار کرد. فرزند ارشدش نصرت الدوله فيروز هر چند از نزديکان شاه جديد بود ولي سياسيون عزيز و نزديکان شاه پس از مدتي جان بر سر اين نزديکي گذاشتند. نصرت الدوله نيز سر در اين راه گذاشت. فرمانفرما با کشته شدن فرزندش فرمانفرماي سابق نبود. سه سال بعد وي از دنيا رفت. سال 1313 که وي فرمانده کل قشون آذربايجان بود سال قبل از پرش نهايي قدرت بود. در اين سال وي گشت و گذاري در حوزه رياستش مي کرد. چندين عکس از وي و مناطق تحت امرش (تبريز، مراغه، بناب و دهخوارقان ) انتخاب شده که با هم مي بينيم:

 

 

 

594-2 ع 

عمارتي که فرمانفرما براي وليعهد در تبريز بنا کرد

 

 

2/595-2 ع

 در يک فرسنگي تبريز

 

 

3/595-2 ع

 روستاي دهخوارقان (آذربايجان )

 

 

596-2 ع

مصلاي دهخوارقان

 

 

597-2 ع

شمس العلماي بناب با فرمانفرما

 

 

598-2 ع

برج يا گنبد کبود ، برج ده پهلوي منشوري شکل مراغه که مردم به غلط آن را قبر مادر هلاگو مي دانستند.

 

 

599-2 ع

 مظهر يک قنات

 

 

1/600-2 ع

مسجد جامع مراغه آثار دوره صفويه

 

 

2/600-2 ع

 مقبره آقا

 

 

3/600-2 ع

باغ حيدرآباد از املاک فرمانفرما در آذربايجان

 

 

4/600-2 ع

بازار مراغه و تجار ارمني بازار کشمش اين شهر

 

 

5/600-2 ع

قريه فيروزآباد يکي ديکراز املاک فرمانفرما در آذربايجان

 

 

6/600-2 ع

 اولاد و اتباع قادرآقاي مير پنج از فرماندهان قشون فرمانفرما

 

 

601-2 ع

 گنبد سرخ مراغه، بنايي چهارگوش که مردم به اشتباه آن را قبر وزير هلاگو می خوانند

 

 

602-2 ع

 نماي پشت گنبد سرخ مراغه

    







 








 
 
www.iichs.org