شماره سیزده


   

پارسه

جلال فرهمند

    در ناحيه جنوبي ايران در شمال خليج فارس، ايالتي واقع شده است كه از روزگار باستان پارس و از آغاز دوره اسلامي به فارس معروف شده است. اين ايالت از چند هزار سال پيش به وسيله اقوام بومي ايران و به ويژه عيلاميان مسكون بوده است و از اين قوم آثار زيادي در گوشه و كتار آن مثل نقش رستم و در دشت مرودشت باقي مانده است. سه هزار سال پيش گروهي از مردمان كه خود را آريايي مي‏خواندند از جنوب روسيه كنوني به درون فلات ايران كوچ كردند و ضمن سركوب مردمان بومي ساكن آن فلات در نقاط مختلف ايران براي خود جا و مكاني درست كردند. اين مردمان كه بيشتر گله‏دار و چوپان بودند قرنها در ايران بسر مي‏بردند كه در اواخر قرن هشتم قبل از ميلاد دولت مادها را در غرب ايران شكل دادند كه خود اين مادها پس از صد وبيست سال تسليم كورش شدند و حكومتشان مضمحل گرديد و حكومت عظيم هخامنشي تاسيس شد. دولت هخامنشي شايد يكي از وسيع‏ترين حكومتهاي دوران باستان باشد كه از يك سو به اروپا و از سوي ديگر به هندوستان گسترش يافته بود.

نمايي از شهر پورت لويي (موريس)

نمايي ديگر از محل سكونت رضاشاه در موريس

  

     هخامنشيان عادت ديرينه كوچ كردن را فراموش نكردند. بيشتر آنان همه ساله در يك جا بسر نمي‏بردند بلكه برحسب اقتضاي آب و هوا، هر فصلي را در يكي از پايتختهاي خود سر مي‏كردند. در فصل سرما، در بابل و شوش اقامت داشتند و در فصل گرما به همدان نقل مكان مي‏كردند. اين سه شهر پايتختهايي به معني اداري و سياسي و اقتصادي بودند. اما دو شهر ديگر هم وجود داشتند كه پايتختهاي آئيني هخامنشيان ناميده مي‏شدند. يكي پاسارگاد بود كه مراسم تاجگذاري در آن انجام مي‏شد و ديگري پارسه يا تخت جمشيد كه براي پاره‏اي تشريفات مذهبي از قبيل مراسم نوروز مورد استفاده قرار مي‏گرفت. اين دو شهر در حقيقت ريشه پارسيان و هخامنشيان به‏شمار مي‏رفت زيرا كه گور بزرگان و نام‏آوران آنان در آنجا قرار داشت و مكان مقدسي شمرده مي‏شد.

عصمت‏الملوك دولتشاهي، فاطمه پهلوي، حميدرضا پهلوي و علي ايزدي

     نام اصلي تخت جمشيد همچنان كه در كتيبه‏هاي اين كاخ موجود است پارسه بود كه ريشه از نام قوم پارس داشت. نام مشهور غربي اين محل پرسه پليس به معني شهر پارسيان است كه بعدها به پرسپوليس تبديل شد. در زمانهاي بعد به دليل عظمت خرابه‏هاي اين شهر و عدم اطلاع از پيشينه هخامنشيان، به افسانه و داستان پيوند خورد و خرابه‏هاي آن را به جمشيد پادشاه افسانه‏اي پيشدادي منصوب كردند كه تا به حال به همين نام خوانده مي‏شود. جالب اينجاست كه حتي در دوره ساسانيان نيز اطلاع درستي از پيشينه اين شهر موجود بود و به آن نام صدستون داده بودند. خاطره اين نام در ميان مردم فارس به صورت چهل ستون و چهل منار باقي ماند و حتي شخصي از سياحان اروپايي به نام جزفا باربارو كه در سال 1374 از آن بازديد كرده بود آن را به نام چهل منار خوانده است. كهن‏ترين جايي كه ازآن به عنوان قصر جمشيد ياد رفته در كتابي است به نام عجايب‏نامه كه در حدود 590 ق تاليف شده است. در طول ساليان طولاني تا عصر حاضر سياحان زيادي از ايران و خصوصاً خرابه‏هاي تخت جمشيد بازديد كرده‏اند ولي شايد دقيق‏ترين سياحي كه بسيار جدي و علمي بر روي اين آثارمطالعه كرد كارستن نيبور آلماني باشد. وي تنها اروپايي است كه در دوره كريمخان زند از ايران ديدن كرده است (1765م). وي در سفرنامه‏اش به ريزترين مسائل تخت جمشيد كه آن روزها تنها قسمتي از آن بيرون از خاك قرار داشت پرداخته است و حتي رونوشت دقيقي از كتيبه‏هاي ميخي آن برداشته كه بعدها همين رونوشتها موجب خوانده شدن خطوط ميخي آن در اروپا و به وسيله خط شناسان معروف شده است.

حميدرضا پهلوي

نمايي از محل سكونت رضاشاه در موريس

    كارهاي ساختماني تخت جمشيد در حدود سال 519ق. م به دستور داريوش آغاز شد. تخت جمشيد بر روي صُفه‏اي ساخته شده كه كمي بيشتر از يكصد و بيست و پنج هزار مترمربع وسعت دارد. معماران و كارگران بخش بزرگي از يك دامنه نامنظم سنگي را مطابق نقشه تا ارتفاع معيني كه موردنظرشان بود تراشيدند و كوتاه و صاف كردند و گوديهاي آن را خاك انباشتند و قسمتي از نماي صفه را از صخره طبيعي تراشيدند و قسمتي ديگر را از سنگهاي منظم نظم دادند. پس از چندين سال تلاش و آماده شدن صفه آنگاه شروع به بناي پارسه خواند.  هر پادشاه هخامنشي كه به سلطنت مي‏رسيد اثري از خود در آن تخت مي‏گذاشت و خود را در حقيقت تقديس مي‏كرد.

علي ايزدي، فريدون جم و شمس پهلوي (موكايِ موريس)

نمايي ديگر از محله موكا در پورت لويي

     پس از هخامنشيان و آتش‏سوزي عمدي و مهيب اسكندر مقدوني در آن اين بناي عظيم به فراموشي رفت و تا صدها سال تنها به خرابه‏هاي عظيم از دوراني نامشخص تعلق يافت. اندك اندك قسمتهايي از آن به زير خاك رفت و از انظار ناپديد گشت و قسمت نمايان آن محل بازي كودكان عشاير و تردد گله گوسفندان و تمرين تيراندازي بزرگسالان گرديد. تا اينكه در آغاز قرن بيستم و با كاوشهاي جديد باستاني تعلق آن به دوره هخامنشي تاييد گرديد و به صورت فعلي بازپيرايي و آماده بازديد مردم سراسر جهان گرديد.

علي ايزدي در موكاي موريس

غلامرضا پهلوي در موريس

  

نمايي از پرت لويي

 محمودرضا پهلوي و عليرضا پهلوي

  

نمايي از محل اقامت رضاشاه در موريس

عصمت‏الملوك، حميدرضا پهلوي، فاطمه پهلوي، علي ايزدي و محمودرضا پهلوي

   

رضاشاه در ژوهانسبورگ

  


 








 








 
 
www.iichs.org