شماره ده


 

 شير ژيان بر دريد گاو شكم گنده را

 

 ماجراي اختلاف محمدتقي ميرزا ركن‏الدوله برادر صلبي ناصرالدين شاه والي فارس، با شوريدة شاعر نابيناي شيرازي از حوادث جالب عصر قاجار است داستان از آنجا شروع شد كه ركن‏الدوبه كه پس از سالها فرمانداري خراسان، ثروت سرشاري اندوخته بود در اواخر سال 1309هـ .ق با تقديم پنجاه هزار تومان پيشكشي به اعليحضرت همايوني، والي فارس شد، ولي در اثر اختلاف با متنفذين محلي و بروز اغتشاش در شيراز يك سال بيشتر دوام نياورد. ركن‏الدوله مجدداً در سال 1311هـ .ق. يكصد و پنجاه هزار تومان به شاه تقديم كرد و با فرمان اعليحضرت به سمت والي فارس و بنادر بحر عمان روانة شيراز شد.


اين بار شوريده شيرازي ملقب به فصيح‏الملك، در مجالس مختلف شروع به انتقاد از والي نمود و حتي اشعاري در هجو او سرود. چاپلوسان موضوع را به شاهزاده خبر دادند و ركن‏الدوله حكم به قطع مقرري شوريده داد. شاعر هم كه حربه‏اي جز قلم و افكار شاعرانه نداشت، اين بار قصيده‏اي طولاني در هجو والي به رشته نظم كشيد كه به سرعت، به سر زبانها افتاد و همه جا نقل مجلس شد.
ركن‏الدوله پس از شنيدن ابياتي چند از آن قصيده، تصميم به تنبيه بدني شوريده گرفت. يكي دو نفر از خيرخواهان، شوريده را از تصميم ركن‏الدوله آگاه ساختند و شاعر نابينا شبانه از شيراز خارج شد و به تهران گريخت.


شوريده در تهران به ميرزا علي‏اصغرخان امين‏السلطان صدراعظم متوسل شد. اما صدراعظم هم مقتضي نمي‏توانست كه به خاطر يك شاعر نابينا برادر شاه را كه ظرف دو سال نزديك به دويست هزار تومان پرداخته بود ناراضي كند ولي به وي قول داد كه اگر شاهزاده ديگري، مردانگي كند (!!) و مبلغ بيشتري به اعليحضرت پيشكش كند، شاه والي فارس را بركنار خواهد ساخت. چندي بعد در شهر شايع شد كه شاه ظل‏السلطان و ركن‏الدوله را از تمام مشاغلشان بركنار ساخته است. شوريده كه در تهران به فراق زن و فرزند مبتلا بود، از اين خبر آنچنان خوشحال شد كه فوراً قصيده‏اي طولاني در هجو ركن‏الدوله سرود و آن را در يكي از مجالس ادبي خواند. دو بيت اول آن قصيده چنين بود:
شير ژيان بر دريد گاو شكم گنده را خواست كه از لاش او قليه دهد بنده را
دندة ركني شكست، تاب و توانش برفت سنگ مكافات دهر، خرد كند دنده را
اما ركن‏الدوله قبل از دريافت فرمان، متوسل به خانم فاطمه انيس‏الدوله سوگلي شاه شد و البته مبلغ تازه‏اي هم توسط ايشان براي اعليحضرت فرستاد. انيس‏الدوله عريضه‏اي به اين شرح به شاه نوشت:
“ نفرموده‏ايد. آدمش مطالبه مي‏كند. دستخط در عريضه مزين التفات فرمائيد. باري شنيدم كه حكومت شيراز را باز تغيير داده‏ايد. والله خيلي عجيب است كه بيچاره ركن‏الدوله هفت ماه است رفته، با آن همه خسارت. اگر براي پيشكش است از خود شاهزاده بگيريد و خودش باشد. اينطور كه پدر رعيت بيچاره درمي‏آيد. رعيت همين‏طور تمام شده‏اند. عريضه را به دست كسي ندهيد. محرمان ملاحظه فرموده پس بدهيد خواجه بياورد.“
دستخط ناصرالدين شاه در صدر عريضه به اين شرح است:
“ ركن‏الدوله حاكم است. جواب عريضه‏اش را هم با تلگراف داديم. ديگر جواب ندارد كه داده شود.“


ركن‏الدوله تا سال 1314 فرمانفرماي فارس بود و در سال 1315 والي خراسان شد.
منبع : لطيفه‏هاي سياسي ، اثر محمود حكيمي
 









 









 
 
www.iichs.org